على غضنفرى
73
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
4 - جواز كشتن هرچند قريب به اتفاق اهل سنت و جماعت براى همهى گروههاى اسلامى احترام قائلند ، افراطيانى از آنها با تمسك به رواياتى كه در صورت صحت صدورشان دربارهى كافران و غلوكنندگان مىباشند ، قائل به شرك شيعه شده و كشتن آنان را جايز مىشمارند ! هيثمى در « مجمع الزوايد » روايتى نقل مىكند كه مطابق آن ، پيامبر به على گفته است : يا على انت و اصحابك فى الجنة الا انه من يزعم انه يحبك اقوام يرفضون الاسلام يلفظونه ، يقرؤن القرآن لا يجاوز تراقيهم لهم نبز ، يقال لهم الرافضة فان ادركتهم فجاهدهم فانهم مشركون . « تو و ياران تو در بهشت هستيد مگر آنان كه گمان مىكنند تو را دوست دارند و اسلام را ترك گفتهاند و فقط در حرف زدن مسلمانند . آنان قرآن مىخوانند ولى بىاثر است . آنان رافضى هستند ؛ هرجا آنان را ديديد ، بكشيد كه آنان مشرك هستند ؛ نشانهى آنان اين است كه در نماز جمعه و جماعت شركت نمىكنند و بر گذشتگان طعن مىزنند ! » على پرسيده است : نشانهى آنها چيست ؟ ( قلت يا رسول اللّه ما العلامة فيهم ) ؟ قال رسول اللّه : لا يشهدون الجمعة و لا جماعة و يطعنون على السلف الاول . « 1 » « آنان در نماز جمعه و جماعت شركت نمىكنند ، و بر گذشتگان طعن مىزنند . » عمرو بن ابى عاصم در كتاب « السنة » ، حديث را چنين آورده است : . . . يطعنون على اصحابى و يشتمونهم . « 2 » « اصحابم را طعن مىزنند و ناسزا مىگويند . » « كنز العمال » نيز نشانهى آنان را ناسزا به ابا بكر و عمر دانسته و آورده است : و آية
--> ( 1 ) - مجمع الزوايد ، ج 10 ، ص 21 . ( 2 ) - كتاب السنة ، ص 460 .